السيد حامد النقوي
62
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
و المتون دانستهاند ليكن چون در مطاعن عثمان عجز و درماندگى فرا گرفته از غايت حيرانى و پريشانى دست ببعض اكاذيب مرويّه ديلمى بتقليد كابلى زده بعض خرافات او را در فضيلت عثمان كه بالخصوص هم حسب افاده اكابر قوم موضوعست وارد كرده دل خويش شاد فرمودهاند سوم آنكه ازين افاده ظاهرست كه احاديث حسان نيز مثل صحاح قابل احتجاجست و اگر حسان قابل احتجاج نمىبود اعتناء متقدّمين بضبط آن مثل ضبط صحاح وجهى نداشت و از افادهء سابقه ظاهر مىشود كه احاديث حسان اگر در غير كتاب ملتزم الصّحة مروى باشد لائق احتجاج نيست و هذا تهافت صريح چهارم آنكه از قول او و موضوعات را از حسان لغيرها ممتاز سازند ظاهر مىشود كه در احاديث متاخّرين يا موضوعات بود يا حسان لغيرها حال آنكه پر ظاهرست كه احاديث ضعيفه كه اشتمال كتب متاخّرين بر ان ثابت كرده عامست حسان لغيرها و ضعاف غير حسان لغيرها را كه به حد وضع نرسد پس ترك شق ثالث يعنى احاديث ضعيفه كه نه حسان لغيرها باشد و نه موضوع درين كلام بلاغت نظام مبنى بر كدام نكته است افادهء آن عين منّت و احسانست پنجم آنكه روايت موضوعات بنصّ اكابر ائمّه عالى درجات به غير بيان حال آن ناجائز و حرام و از محظورات و آثامست پس اثبات روايت موضوعات بر ذمّه أئمّه اعلام خود مثل خطيب و ديلمى و ابن عساكر كه اساطين عالىمقاماند در حقيقت تفسيق و توهين و نهايت تحقير و تهجين اين اساطين دينست و عند بياض و سواد موجب ارتكاب حرام و تجويز فساد نمىتواند شد كما هو غير خاف على اولى الفهم و السّداد قوله بسبب قلّت فرصت و كوتاهى عمر خود آنها را اين مهم سرانجام نه شد اقول آرى بسبب قلّت فرصت از مشاغل دينه